
فرهنگ سازی از آن دست واژه های زیبایی است که آن هم به غیر از اندک جماعتی، درک صحیحی از آن ندارند. فرهنگ سازی به متهم ردیف اول فرفکنی مدیران تبدیل شده است و اگر برنامه ای یا پروژه ای به نتیجه نرسید، فرهنگ و فرهنگ سازی مقصر شناخته می شود.
فرهنگ سازی در صنعت بیمه، فراتر از متهم ردیف اول است و در برخی اوقات مانند بیمه عمر و حتی حوادث، به یک جنایتکار تبدیل می شود که راه شکوفایی صنعت بیمه را سد کرده است.
به راستی فرهنگ سازی در صنعت بیمه و اطلاع رسانی در این زمینه، وظیفه کدام مدیر است؟ رییس کل بیمه مرکزی بانی آن است یا شرکت های خصوصی باید در این زمینه فعالیت کنند؟ وزارت ارشاد یا آموزش و پرورش؟
بیمه مرکزی جمهوری اسلامی ایران با سکانداری محمد کریمی، این روزها بیشتر مورد توجه رسانه ها قرار گرفته است و جای امیدی دیده می شود که رییس کل بیمه مرکزی هم به اندازه رییس کل بانک مرکزی و یا مدیران سازمان بورس و اوراق بهادار برای خود جایی در صفحات روزنامه ها دارد.
ولی آیا بودجه های فرهنگی بیمه مرکزی تنها به برگزاری نشست های خبری محدود می شود؟ و یا نیمه نخست آذرماه و سالروز تاسیس بیمه مرکزی فرصتی است تا با پخش چند وله تلویزیونی، قدرت بیمه را به رخ جامعه بکشیم؟
شرکت های خصوصی هم که سفره شان را از همه جدا کرده اند و تنها از نبود منابع مالی و خطر ورشکستگی سخن می گویند.
مشخص نیست کدام مدیر بیمه ای در کدام مقطع تاریخی قرار است انقلابی در زمینه فرهنگ سازی صنعت بیمه ایجاد کند.صنعت بیمه از وجود بازاریابی سنتی و عدم فرهنگ سازی رنج می برد وبا نمایش این بیمار معلول در همایش ها و نمایشگاه ها نکته مثبتی عاید آن نمی شود. اهالی صنعت بیمه حصاری دور خود کشیده اند که نه می توان به آن ورود پیدا کرد و نه می توان از آن رهایی یافت. مشتری برای صنعت بیمه مانند آب برای ماهی است. حضور پررنگ جامعه در دریافت خدمات بیمه ای می تواند این صنعت را دگرگون کند.
دنیای امروز، دنیای ارتباط است و هر آنکه از این قافله جا بماند، محکوم به شکست است. واحدهای روابط عمومی شرکت های بیمه ای به تبعیدگاه پرسنل تبدیل شده است و علت آن را باید در عدم آگاهی مدیران بیمه ای از قدرت رسانه و روابط عمومی ذکر کرد.
صنعت بیمه، می تواند به بستری برای حضور سرمایه گذاران تبدیل شود، ولی بانک ها با بهره گیری از فرهنگ و فرهنگ سازی به نوعی عمل کرده اند که هر طفل مدرسه ای، قلک را بهتر از کارت بیمه می شناسد.البته این ویروس کشنده در تمامی واحدهای اقتصادی کشور رخنه کرده است.ویروسی به نام اقتصاد بانک محور و سرمایه ای که در اختیار بانک ها قرار می گیرد و در نهایت تسهیلات و بازپرداختی که خود محفلی دیگر می طلبد.
اقتصاد کشور در روزگار ما نیازمند بهره گیری از ابزارهای مالی نوین است و بیمه می تواند این فرصت را در اختیار تولید و سرمایه قرار دهد و فرهنگ سازی تنها مسیری است که به رشد صنعت بیمه در کشور می رسد.فرهنگ سازی برای نسل آینده را از امروز باید آغاز کرد.فرصتی که پدران ما در نسل گذشته برای امروز قراهم نکردند.اگر امروز نیز مانند گذشته خود را با آمارهای بی مورد سرگرم کنیم، فردا را از دست داده ایم. صنعت بیمه می تواند از رقبای خود در فرآیند اقتصادی کشور پیشی بگیرد اگر مدیران این صنعت به قدرت فرهنگ باور داشته باشند.امروز و در شرایط تحریم های اقتصادی باید بی پرده سخن گفت. خطاب این نگاره، مدیران صنعت بیمه اعم از دولتی و خصوصی است، لطفا در راه فرهنگ سازی صنعت بیمه هزینه کنید.










